در دنیا سه دسته افراد وجود دارند:
نوع اول آن هایی هستند که موجبات اتفاقات را فراهم می آورند.
نوع دوم آن هایی هستند که صرفا" نظاره گر اتفاقات هستند.
و دسته ی سوم آن هایی هستند که می پرسند : «چه شده است؟»
... امالندرز ...
پ.ن : بابت تأخیرم عذر می خوام ... درسه دیگه ...![]()

قسمتی از کتاب "با خالق هستی" اثر "جی.پی.واسوانی" :
هنگام دعا کردن، از خدا بخواهید تا از شما برای اجابت دعاهای دیگران استفاده کند.
دختر فقیری دعا می کرد که در روز عید یک جعبه شکلات عیدی بگیرد. عید فرا رسید، اما از جعبه ی شکلات خبری نبود. دخترک این موضوع را با یکی از دوستانش درمیان گذاشت. مردی که از کنار آن ها می گذشت گفتگوی آنها را شنید. او دو جعبه شکلات خریده بود. آنها را به دخترک داد و گفت :« خدا به من گفت این دو جعبه شکلات را به تو بدهم.» در حالی که چشمان دخترک برق می زد گفت :
«خدایا ! تو همه چیز من هستی !»
پ.ن : از دفعات بعد بیشتر از این کتاب اینجا می گذارم. فوق العاده ست این کتاب. عرفانی و روانشناسی. پیشنهاد می کنم حتما بخونینش.
عادات همانند امپراطوری مقتدر، روح ما را
صحنه ی تاخت و تاز خود قرار داده، بر ما حکومت
می کند. آنها بیشتر مواقع با حکومت بر عقل و ذهن ما،
وادارمان می کنند تا بدون تفکر انجامشان دهیم.
اینگونه آرامش و پاکی ذهن از بین می رود.
عادت، حکم رانی است که هیچ ترحم و شفقتی
ندارد. هدف از ارتباط با درون، تغییر عادات و خلع سلاح
این حاکم ستمگر است. برای رسیدن به این مهم،
باید قوانین معنوی را درک کنیم.
در سکوت و با تمرکز بر چشم معنوی مان،
قدرت لازم برای ارتباط با خدا و یافت گنج های درون مان
را به دست خواهیم آورد. شأن و مقام اصلی ما،
در تسلط بر خودمان نهفته است. با این ارتباط درونی
این قدرت را به دست می آوریم و حاکم بی رقیب درون مان خواهیم شد.